جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bottle bank
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bottle banks
مثالها
After the picnic, they made a conscious effort to deposit their empty glass bottles in the nearby bottle bank for recycling.
بعد از پیکنیک، آنها تلاش آگاهانهای کردند تا بطریهای شیشهای خالی خود را در بانک بطری نزدیک برای بازیافت قرار دهند.



























