جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
im-
01
غیر
used to indicate the opposite or absence of something
مثالها
It seemed impossible to finish the project in one day.
به نظر غیرممکن میرسید که پروژه را در یک روز به پایان برسانیم.
LanGeek
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
غیر
به نظر غیرممکن میرسید که پروژه را در یک روز به پایان برسانیم.
LanGeek