جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Herculean task
01
هفت خوان رستم, کار حضرت فیل، کار شاق
a task or challenge that requires an immense amount of effort, strength, or endurance to accomplish
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
Herculean tasks
مثالها
Restoring the old hospital was a herculean task.
سازماندهی رویداد در یک مهلت تنگ، یک کار هرکول بود که نیاز به کار و هماهنگی شبانهروزی داشت.



























