جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sprained
01
دررفته
(of a joint) injured by the overstretching or tearing of the tissue
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most sprained
شکل تفضیلی
more sprained
درجهپذیر
مثالها
He had a sprained knee from hiking on uneven terrain.
او به دلیل پیادهروی در زمین ناهموار رگ به رگ شدن زانو داشت.



























