
جستجو
to chew on
01
بادقت بررسی کردن
to carefully think about something for a while
Example
Sometimes, it 's beneficial to just chew on a problem for a while.
گاهی اوقات، مفید است که مدتی به یک مشکل فکر کرد.
I spent the afternoon chewing on the feedback I received.
بعدازظهر را به فکر کردن در مورد بازخوردی که دریافت کرده بودم، گذراندم.

کلمات نزدیک