جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to chew on
01
بادقت بررسی کردن
to carefully think about something for a while
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
chew
زمان حال
chew on
سومشخص مفرد
chews on
وجه وصفی حال
chewing on
گذشته ساده
chewed on
اسم مفعول
chewed on
مثالها
I spent the afternoon chewing on the feedback I received.
عصر را صرف تفکر عمیق در مورد بازخوردهای دریافتی کردم.



























