جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Paddleboarding
01
پاروزنی ایستاده
a water sport in which a person stands on a board and uses a paddle to move through the water
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
I tried paddleboarding for the first time last weekend, and it was so much fun.
من آخر هفته برای اولین بار پدل بوردینگ را امتحان کردم و خیلی سرگرم کننده بود.



























