جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Table manners
01
آداب غذاخوری
the way of eating that is expected of people to follow when with others
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He was taught good table manners by his parents.
او توسط والدینش به آداب خوب سر میز آموزش داده شد.



























