جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Car key
01
سوئیچ ماشین
a small handheld device used to unlock and start the engine of a car
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
car keys
مثالها
I forgot my car key at home, so I had to call a friend for a ride.
من کلید ماشینم را در خانه فراموش کردم، بنابراین مجبور شدم به یک دوست زنگ بزنم تا سوار شوم.



























