جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
poppy red
01
قرمز شقایقی
of a bright, vivid red color resembling the vibrant petals of a poppy flower
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most poppy red
شکل تفضیلی
more poppy red
درجهپذیر
مثالها
He bought a pair of poppy red headphones for his gym days.
او یک جفت هدفون قرمز شقایقی برای روزهای ورزشگاهش خرید.



























