جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mixed blessing
01
شمشیر دو لبه (مجازی)
something that has both advantages and disadvantages, making it both positive and negative
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mixed blessings
مثالها
Winning the lottery turned out to be a mixed blessing, as it brought both wealth and unexpected problems.
برنده شدن در قرعه کشی یک نعمت دوگانه از آب درآمد، زیرا هم ثروت و هم مشکلات غیرمنتظره به همراه داشت.



























