جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Taxi station
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
taxi stations
مثالها
The taxi station was bustling with travelers looking for a quick ride to their destinations.
ایستگاه تاکسی شلوغ بود با مسافرانی که به دنبال یک سواری سریع به مقصد خود بودند.



























