جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Speed camera
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
speed cameras
مثالها
The speed camera caught several drivers exceeding the limit on the highway last weekend.
دوربین سرعت چندین راننده را که آخر هفته گذشته در بزرگراه از حد مجاز سرعت تجاوز کرده بودند، ثبت کرد.



























