جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Speed camera
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
speed cameras
مثالها
Signs warning of a speed camera ahead helped remind motorists to slow down.
تابلوهای هشدار دهنده درباره دوربین سرعت در جلو، به رانندگان یادآوری کرد که سرعت خود را کم کنند.



























