جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to spend on
01
(برای چیزی) خرج کردن
to use money in exchange for the purchase of a specific item or the utilization of a particular service
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
spend
زمان حال
spend on
سومشخص مفرد
spends on
وجه وصفی حال
spending on
گذشته ساده
spent on
اسم مفعول
spent on
مثالها
She spent a significant amount of money on a brand new laptop for her work.
او مقدار قابل توجهی پول برای یک لپتاپ کاملاً جدید برای کارش خرج کرد.



























