جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bear garden
01
اوضاع درهم, بلبشو، خرتوخر، شیرتوشیر
a place or situation marked by confusion or chaos
Idiom
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bear gardens
مثالها
The protest outside the government building became a bear garden, with demonstrators and counter-demonstrators clashing.
اعتراض در خارج از ساختمان دولت به یک باغ خرس تبدیل شد، با تظاهرکنندگان و ضد تظاهرکنندگان که درگیر شدند.



























