جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
White rabbit
01
فرد هراسان و شتابزده
someone who is late for getting somewhere and anxiously tries to get there
humorous
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
white rabbits
مثالها
Whenever I had an early morning appointment, I would turn into a white rabbit, rushing around to get ready.
هر وقت قرار ملاقات صبح زود داشتم، به یک خرگوش سفید تبدیل میشدم، دور و بر میدویدم تا آماده شوم.
white rabbit
01
خرگوش سفید! امیدوارم این ماه برای همه ما خوش شانسی و رفاه به ارمغان بیاورد., سفید خرگوش! باشد که این ماه برای همه ما خوشبختی و فراوانی به همراه داشته باشد.
used to bring good luck or to ward off bad luck, especially when said on the first day of a new month
مثالها
White rabbit! Let's hope this month is filled with happiness and success.
خرگوش سفید! امیدواریم این ماه پر از شادی و موفقیت باشد.



























