جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to toss one's cookies
01
بالا آوردن, استفراغ کردن
to empty what is in one's stomach through one's mouth
طنزآمیز
اصطلاح
مثالها
The boat ride was so rough that I tossed my cookies twice.
سفر با قایق آنقدر ناهموار بود که دو بار بالا آوردم.



























