جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to ring true
01
درست به نظر آمدن, باورپذیر به نظر آمدن
to seem true or reasonable to one
مثالها
His explanation for failing the test didn't really ring true to me.
توضیحش درست به نظر آمد، برای همین تصمیم گرفتم حرفش را باور کنم.
LanGeek



























