جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to rock the boat
01
اوضاع را به هم زدن, دردسر درست کردن
to provoke problems with something that one does or says
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
Don't rock the boat right before the contract is signed.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اوضاع را به هم زدن, دردسر درست کردن