جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hot to trot
01
حسابی مشتاقِ شروع کردن, بیصبرانه آماده انجام کاری
having a strong and urgent desire to do something
اصطلاح
مثالها
After weeks of planning, the team was hot to trot and ready to launch.
بعد از هفتهها برنامهریزی، تیم حسابی مشتاقِ شروع بود و برای رونمایی آماده شده بود.
02
مشتاق رابطه جنسی, برای رابطه آماده
eager or ready for sexual activity
مثالها
After a few drinks, he was hot to trot.
بعد از چند نوشیدنی حسابی مشتاق رابطه جنسی شده بود.



























