جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to float one's boat
01
به دل نشستن, خوش آمدن
to find something interesting, exciting, or appealing
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
Jazz doesn't really float my boat.
جاز خیلی به دلم نمینشیند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به دل نشستن, خوش آمدن
جاز خیلی به دلم نمینشیند.