جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go up the wall
01
خیلی عصبانی شدن, کنترل خود را از دست دادن
to react to something in a very angry and furious way
مثالها
He went up the wall when he saw the mess his kids made.
وقتی دید بچههایش آشفتگی به بار آوردهاند، خیلی عصبانی شد.



























