جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to dig one's heels in
01
پای خود را در یک کفش کردن, یکدندگی کردن
to stubbornly refuse to change one's ideas, plans, etc.
مثالها
My grandfather dug in his heels and refused to move to an apartment.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پای خود را در یک کفش کردن, یکدندگی کردن