جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to chew one's ear (off)
01
پرحرفی کردن, سر کسی را بردن
to make others tired by talking too much
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
He chewed my ear off about his new job.
او درباره کار جدیدش آنقدر پرحرفی کرد که خستهام کرد.



























