جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Running battle
01
بحث و جدل ادامهدار
an argument or fight with someone that keeps on going for a long time
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
running battles
مثالها
The two companies have been locked in a running battle for market dominance, constantly competing for customers and market share.
دو شرکت در یک نبرد مداوم برای تسلط بر بازار درگیر بودهاند، دائماً برای مشتریان و سهم بازار رقابت میکنند.



























