جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Basket case
01
شخص سراسیمه و عصبی
a person who is always nervous or stressed and is therefore unable to have a calm and organized life
Idiom
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
basket cases
مثالها
She 's been so overwhelmed with work and family issues that she feels like a complete basket case.
او آنقدر با کار و مسائل خانوادگی درگیر بوده که احساس میکند یک آدم درمانده است.



























