جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to meet one's maker
01
به دیدار خالق رفتن, به آن دنیا رفتن
to die, used in a humorous way
طنزآمیز
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
After a long and fulfilling life, Mary passed away peacefully, ready to meet her Maker.
اگر دوباره فلفل مادربزرگت را امتحان کنم، شاید به دیدار خالقم بروم.
LanGeek



























