جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bust one's ass
01
برای رسیدن به چیزی جان کندن, سخت تلاش کردن
to try really hard to accomplish something
Dialect
American
مثالها
She busted her ass to finish the project before the deadline.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
برای رسیدن به چیزی جان کندن, سخت تلاش کردن