جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to spiral down
01
افت سریع داشتن
to rapidly decline
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
down
فعل پایه
spiral
زمان حال
spiral down
سومشخص مفرد
spirals down
وجه وصفی حال
spiraling down
گذشته ساده
spiraled down
اسم مفعول
spiraled down
مثالها
The city's air quality started to spiral down as industrial pollution increased.
کیفیت هوای شهر با افزایش آلودگی صنعتی شروع به سقوط سریع کرد.



























