جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to put towards
[phrase form: put]
01
برای آینده پسانداز کردن
to set aside or use money for a specific purpose or expense
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
toward
فعل پایه
put
زمان حال
put towards
سومشخص مفرد
puts towards
وجه وصفی حال
putting towards
گذشته ساده
put towards
اسم مفعول
put towards
مثالها
They generously put $5,000 toward the charity event.
آنها سخاوتمندانه 5000 دلار به رویداد خیریه اختصاص دادند.
02
اختصاص دادن, صرف کردن
to dedicate or use effort, time, or resources for a specific purpose or goal
مثالها
The team put their resources towards developing a new product.
تیم منابع خود را به سمت توسعه یک محصول جدید اختصاص داد.



























