جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to crack on
01
(با قدرت) ادامه دادن
to continue with a task or activity, especially with determination or enthusiasm
Dialect
British
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
crack
زمان حال
crack on
سومشخص مفرد
cracks on
وجه وصفی حال
cracking on
گذشته ساده
cracked on
اسم مفعول
cracked on
مثالها
Despite the challenges, the team decided to crack on and complete the project ahead of schedule.
علیرغم چالشها، تیم تصمیم گرفت ادامه دهد و پروژه را زودتر از برنامه تکمیل کند.



























