جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to gun for
01
به رسیدن به یک هدف خاص تمایل داشتن
to actively and determinedly pursue a specific goal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
for
فعل پایه
gun
زمان حال
gun for
سومشخص مفرد
guns for
وجه وصفی حال
gunning for
گذشته ساده
gunned for
اسم مفعول
gunned for
مثالها
He's gunning for a promotion at work and is working hard to impress his superiors.
او به دنبال ترفیع در محل کار است و سخت کار میکند تا روسایش را تحت تأثیر قرار دهد.
02
به دنبال آسیب رساندن به, در پی ایجاد مشکل برای
to actively seek to harm or cause trouble for someone
مثالها
Ever since their argument, he's been gunning for her, spreading rumors and trying to get her in trouble at work.
از زمانی که آنها بحث کردند، او به دنبال او است، شایعات پخش میکند و سعی میکند او را در محل کار به دردسر بیاندازد.



























