جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go back to
[phrase form: go]
01
(فعالیتی که قبلاً ناتمام مانده بود) را از سر گرفتن
to resume or restart an activity that was previously interrupted or discontinued
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
back to
فعل پایه
go
زمان حال
go back to
سومشخص مفرد
goes back to
وجه وصفی حال
going back to
گذشته ساده
went back to
اسم مفعول
gone back to
مثالها
The team will go back to training next week after the holiday break.
تیم هفته آینده پس از تعطیلات به تمرین باز خواهد گشت.



























