جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to gain on
01
به حریف نزدیک شدن, به مضنون نزدیک شدن (هنگام تعقیب)
to get closer to a person or thing that is being pursued, often in a race, competition, or chase
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
gain
زمان حال
gain on
سومشخص مفرد
gains on
وجه وصفی حال
gaining on
گذشته ساده
gained on
اسم مفعول
gained on
مثالها
In the final lap of the race, the second-place runner started to gain on the leader.
در دور آخر مسابقه، دونده ای که در جایگاه دوم بود شروع به نزدیک شدن به رهبر کرد.



























