جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to cater for
[phrase form: cater]
01
(ملزومات را) تامین کردن
to provide everything people need or want in a specific situation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
for
فعل پایه
cater
زمان حال
cater for
سومشخص مفرد
caters for
وجه وصفی حال
catering for
گذشته ساده
catered for
اسم مفعول
catered for
مثالها
The resort caters for guests with various recreational activities.
مجتمع تفریحی با فعالیتهای تفریحی متنوع نیازهای مهمانان را برآورده میکند.



























