جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to put at
01
تخمین زدن
to guess a value or amount for something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
at
فعل پایه
put
زمان حال
put at
سومشخص مفرد
puts at
وجه وصفی حال
putting at
گذشته ساده
put at
اسم مفعول
put at
مثالها
She put the repairs at about $ 500.
او هزینه تعمیرات را حدود 500 دلار برآورد کرد.



























