جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to invite in
[phrase form: invite]
01
کسی را به داخل دعوت کردن
to ask someone to come inside and join one at a particular place, typically one's home
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
in
فعل پایه
invite
زمان حال
invite in
سومشخص مفرد
invites in
وجه وصفی حال
inviting in
گذشته ساده
invited in
اسم مفعول
invited in
مثالها
When her friends arrived, she invited them in for a cup of tea and a chat.
وقتی دوستانش رسیدند، آنها را به داخل دعوت کرد برای یک فنجان چای و گپوگفت.



























