جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
doughty
01
قاطع و جسور, مصمم، بیباک، نترس
overflowing with bravery and determination
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
doughtiest
شکل تفضیلی
doughtier
درجهپذیر
مثالها
Known for her doughty attitude, she tackled every challenge with resolve.
به خاطر نگرش شجاعانهاش شناخته شده بود، او هر چالشی را با عزم راسخ حل میکرد.



























