جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to fuss over
[phrase form: fuss]
01
بیش از حد نگران بودن
to show excessive or unnecessary concern, care, or attention to someone or something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
over
فعل پایه
fuss
زمان حال
fuss over
سومشخص مفرد
fusses over
وجه وصفی حال
fussing over
گذشته ساده
fussed over
اسم مفعول
fussed over
مثالها
The chef fussed over every detail of the meal to ensure it was perfect.
سرآشپز به هر جزئیاتی از غذا توجه زیادی کرد تا مطمئن شود که عالی است.



























