جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bear with
01
تحمل كردن
to tolerate a situation or person
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
with
فعل پایه
bear
زمان حال
bear with
سومشخص مفرد
bears with
وجه وصفی حال
bearing with
گذشته ساده
bore with
اسم مفعول
borne with
مثالها
Thank you for bearing with the delays in our service; we are working to improve.
متشکریم که تحمل میکنید تاخیرهای خدمات ما را؛ ما در حال بهبود هستیم.



























