جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Midlife crisis
01
بحران چهل سالگی
a period of emotional or personal turmoil experienced by some people in middle adulthood
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
midlife crises
مثالها
He bought a sports car during his midlife crisis.
او در طول بحران میانسالی خود یک ماشین اسپرت خرید.



























