جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cornflakes
01
برگه ذرت, کورنفلکس
a breakfast cereal made with roasted flakes of maize flour that is usually eaten with milk and sugar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cornflakes
مثالها
He remembers childhood memories of enjoying a bowl of cornflakes while watching cartoons on Saturday mornings.
او خاطرات کودکی از لذت بردن از یک کاسه کورن فلکس در حالی که صبح شنبه ها کارتون تماشا می کرد را به یاد می آورد.



























