جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cornflakes
01
برگه ذرت, کورنفلکس
a breakfast cereal made with roasted flakes of maize flour that is usually eaten with milk and sugar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cornflakes
مثالها
She loves the sound of the cornflakes' crackle as she pours them into her bowl, signaling the start of a new day.
او عاشق صدای ترق و تروق کورن فلکس است وقتی که آن را در کاسه میریزد، که نشانه شروع روزی جدید است.



























