جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cub reporter
01
روزنامهنگار جوان و تازهکار
a young and inexperienced newspaper journalist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cub reporters
مثالها
Everyone in the newsroom offered advice to the cub reporter as she prepared for her first deadline.
همه در اتاق خبر به گزارشگر تازهکار توصیههایی کردند در حالی که او برای اولین مهلت خود آماده میشد.



























