جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beer belly
01
شکمگنده (بهخاطر خوردن آبجوی زیاد)
a large, protruding stomach, often attributed to excessive alcohol consumption
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
beer bellies
مثالها
That beer belly is starting to show under his shirt.
شکم آبجویی دارد زیر پیراهنش نمایان میشود.



























