جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Zoology
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
She decided to major in zoology because of her fascination with animal behavior.
او به دلیل شیفتگی خود به رفتار حیوانات تصمیم گرفت در جانورشناسی تخصص بگیرد.
02
جانورشناسی, جانوران منطقه
the collection or diversity of animal species in a particular area or historical period
مثالها
The island's zoology includes many endemic species.
جانورشناسی جزیره شامل بسیاری از گونههای بومی است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
zoologist
zoology
zoo



























