جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to board up
[phrase form: board]
01
با تخته پوشاندن
to cover or close off a window, door, or other opening with wooden boards
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
board
زمان حال
board up
سومشخص مفرد
boards up
وجه وصفی حال
boarding up
گذشته ساده
boarded up
اسم مفعول
boarded up
مثالها
The abandoned house was boarded up to prevent trespassing.
خانه متروکه برای جلوگیری از تجاوز با تخته پوشانده شد.



























