جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Yawl
01
یک یول, یک قایق کوچک با دو دکل
a boat with two tall poles, like a ketch but with a smaller one at the back
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
yawls
مثالها
They anchored the yawl in a secluded cove for a peaceful night.
آنها یول را در یک خلیج دورافتاده برای یک شب آرام لنگر انداختند.
02
یول, قایق کوچک
a ship's small boat (usually rowed by 4 or 6 oars)
to yawl
01
زوزه کشیدن, فریاد زدن
emit long loud cries
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
yawl
سومشخص مفرد
yawls
وجه وصفی حال
yawling
گذشته ساده
yawled
اسم مفعول
yawled



























