yap
yap
jæp
یَپ
/jæp/

تعریف و معنی "yap"در زبان انگلیسی

to yap
01

وراجی کردن, پر‌حرفی کردن

to talk excessively or continuously, often in a way that is annoying to others
Slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
yap
سوم‌شخص مفرد
yaps
وجه وصفی حال
yapping
گذشته ساده
yapped
اسم مفعول
yapped
مثال‌ها
The children yapped with excitement as they waited for the circus to begin.
بچه‌ها در حالی که منتظر شروع سیرک بودند از هیجان پارس می‌کردند.
02

پارس کردن, ناله کردن

to bark or make a sharp, high-pitched sound, typically associated with small dogs
مثال‌ها
She could n't concentrate with that dog yapping next door.
او نمی‌توانست با آن سگ که پارس می‌کرد در همسایگی تمرکز کند.
01

دهن, دهن پرحرف

the mouth, especially when referring to excessive talking
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
yaps
مثال‌ها
The dog kept its yap closed as it watched the squirrel.
سگ دهانش را بسته نگه داشت در حالی که سنجاب را تماشا می‌کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه