جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to work at
01
برای بهتر شدن چیزی تلاش کردن
to attempt to improve something
Transitive: to work at doing sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
at
فعل پایه
work
زمان حال
work at
سومشخص مفرد
works at
وجه وصفی حال
working at
گذشته ساده
worked at
اسم مفعول
worked at
مثالها
Let's work at enhancing the quality of our products through customer feedback.
بیایید روی بهبود کیفیت محصولاتمان از طریق بازخورد مشتریان کار کنیم.



























