جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Womanhood
01
زنانگی, وضعیت زن
the status of a woman
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
02
زنانگی, طبقه زنان
women as a class
03
زنانه بودن, حالت زن
the state or condition of being an adult female
مثالها
Many cultures celebrate the transition from girlhood to womanhood.
بسیاری از فرهنگها گذار از دخترانه به زنانه را جشن میگیرند.
درخت واژگانی
womanhood
woman



























