جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blowgun
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
blowguns
مثالها
He demonstrated his skill with the blowgun by hitting the target with remarkable accuracy from a distance.
او مهارت خود را با نی دمیدن با زدن هدف با دقت قابل توجه از فاصله نشان داد.



























